نایب اسدالله از موسیقیدانان ایران و استاد نی بوده است. استاد نایب اسدالله فرزند نایب حسین خان که یکی از هنرمندان آن زمان به شمار می‌رفت از مادرش به نام صاحب جم در شهر اصفهان چشم به جهان هستی گشود. نایب شاگرد ابراهیم آقا باشی و همچنین پدر هنرمند خویش بود ولی تنها به دلیل علاقه و پشتپار و خلاقیت توانست در زمره یکی از بزرگترین موسیقیدانان جهان درآید. وی همراه با ناصرالدین شاه در یک سفر به انگلستان عزیمت کرد و در کنسرت بزرگی که توسط ملکه وقت آن کشور برپا گردیده بود، شرکت جست. در این هنرنمایی بین‌المللی موسیقیدانان و نوازندگان اکثر کشورها شرکت داشته و برنامه‌های هنری متعدد اجرا کردند. در پایان مراسم با اشاره ناصرالدین شاه نایب نی را از جیب خود بیرون آورده و شروع به نواختن آن می‌کند، به طوریکه همه حضار شرکت کننده را مات و مبهوت می سازد. ملکه نیز چنان تحت تاثیر این صوت دلنشین واقع می‌گردد که بی اختیار گردنبندش را بیرون می‌آورد و بر گردن نایب آویزان می‌کند و رو به حضار می‌گوید : «باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی‌شودچنان غوغایی کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت.» نایب اسدالله در یکی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی گوشه‌ای اختراع کرده که امروز به نام «بغدادی نایب» معروف می‌باشد. او به قول خودش کسی بود که «نی را از آغل گوسفندان به دربار پادشاه برد.» او با استادان بزرگ آن زمان نظیر سماع حضور و آقا حسینقلی رابطه نزدیک داشت و آموخته‌ها و تجارب خود را به رایگان در اختیار علاقمندان قرار می‌داد. شاگردان نایب استاد مهدی نوایی و مشیر همایون شهردار بودند و استاد حسن کسایی و استاد حسین یاوری نیز با یک واسطه (یعنی استاد مهدی نوایی) شاگرد نایب بودند. تاریخ فوت این استاد بزرگ و آبروی موسیقی ایرانی به درستی مشخص نیست اما مزارش به طوری که یکی از نوادگانش به نام عباسعلی مظفری می‌گوید در تخت فولاد اصفهان روبروی مقبره فیض کاشانی در زیر یک دیوار واقع گردیده است.استاد کسایی خود را نوه ی نی استاد نایب اسدالله می داند زندگی نامه استاد نایب اسد الله اصفهانی(نابغه ی ملی) ٢٨/٩/١٣91 مصادف است با نود و یکمین سالگرد درگذشت نامور برجسته،موسیقی دان بزرگ ردیف دان و نی نواز نامی ایران زمین و دستگیر ضعفا و مستمندان زمان،استاد نایب اسد الله اصفهانی میباشد نایب اسد الله اصفهانی در هنر نی زدن از عجایب روزگار بود چون دم در نی می دمید هرسنگدلی رااز خود بیخود میساخت.از بزرگان اهل فن شنیده ام که هیچ خواننده و نوازنده یی یارای این که با او همنوایی کند،نداشت؛قاطبه ی استاندان زمان در برابر سر تسلیم میسودندو به استادیش از بن دندان اعتراف میکردند!شنیدم وقتی به عزم سفر مشهد مقدس به طهران امد و در یکی از کاروانسراها منزل کرد مرحوم اقا حسینقلی تارزن و مرحوم درویش خان که هر دو از سازندگان و موسیقی دانان نامدار طهران به شمار میرفتند و چون اوازه ی شهرت وی را شنیده بودند،با چند تن از موسیقی دانان دیگر با تار و کمانچه و سنتور به دیدنش شتافتند؛و قصدشان امتحان و تشویر نایب اسد الله اصفهانی بود!شادروان اقا حسینقلی خطاب به نایب اسد الله کرده و بر سبیل امتحان میگوید«جناب نایب شنیده ام خوب نی میزنی ما همه اهل موسیقی هستیم امده ایم هنر شما را ببینیم»نایب اسدالله با کمال خونسردی و سادگی نای خود را از زیر تشک بیرون اورد و گفت:(هر کدام حریف خواندن و یا نواختن هستید بسم الله)!!!!!مرحوم غلامحسین درویش خان که در ان عهد از همه جوانتر بود زخمه به دست گرفت و شروع به کوک کردن تار کرد!وقتی که نایب اسد الله اصفهانی دم در نی دمید و صفیر نای او بلند گشت چنان شد که همه را حیرت فرو گرفت و درویش خان دو سه پنجه زخمه نواخت به طوری که مبهوت و بی طاقت گردید که گویی دستش خشک شده طاقت همراهی و همدمی نیاورد و مضراب از دست او بیفتاد و حسینقلی و دیگران محو و مات نی گشتند نایب اسد الله یک دستگاه تمام کرد و نی را به رسم درویشی خود بوسیده بر زمین گذارد و گفت:"این بود هنر من ظاهر و باطن"سازندگان طهرانی از ان به بعد هر کجا نایب اسد الله را می دیدند سر تعظیم خم میکردند و عموما میگفتند:جایی که نایب اسد الله اصفهانی نی بزند؛حق هیچ سازنده و نوازنده ای نیست که عرض وجود بنماید!!نایب اسد الله اصفهانی مشرب و مسلک درویشی داشت،غالب کلاه پوست و بلند و احیانا شبها کلاه درویشی بر سر می گذاشت و به رسم قدیم قبای راستا در بر میکرد،در مجالسی که بعناوین پوچ و وقت گذرانی و تفریح مئاب دعوت میشد:به هیچ وجه پا نمیگذاشت با این که مبالغی گزاف به صرف شرکت در این نوع جلسات به وی پیشنهاد میدادند لیکن هنر معنوی رابه زر و سیم دنیا نفروخت! ولی برای معالجه مرضی هر کجا بود مخصوصا فقرا و مستمندان مجانا نی میزد و نی زدن او بالای سر مریض مخصوصا کسانی که به مطبقه و محرقه مبتلا بودند و ایام بحرانشان طی میشد؛اعجاز مسیحایی میکرد و مرده را زنده میساخت!!!شادروان نایب اسد الله اصفهانی در تعزیه خوانی ها نیز مجانا نی نوازی مینمود و بی دریغ،محض اعتقاد مذهبی نی میزد،اما در دیگر موارد نی زدن او بسته به حال و تقا ضای خود او بود و هیچکس نمیتوانست او را به زور وادار به نی زدن کند!نگارنده(جلال الدین همایی)خود معنای استغراق و فنای وجود را وقتی فهمیدم که در محفلی از دوستان مرحوم نایب اسد الله به للحن مثنوی(بشنو از نی چون حکایت میکند……الی اخر نی زدو مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی(راس الاساتید1232-26/01/4131) اواز خواند ازعهده ی وصف ان حالت عاجزم شرح این همدمان دانند و بس!!!!!!!!! مرحوم استاد نایب اسد الله اصفهانی شاگرد شادروان حسینقلی نی نواز اصفهانی بود که جداگانه وصف او را عنوان کرده ایم و از شاگردان ممتاز نایب اسدالله مهدی حاجی علی اکبر اصفهانی است که اکنون در این هنر یگانه و بی همتاست. درباره ی استاد نایب از اهل فن که زمان او را درک کرده بودند شنیدم که از نی هیچ هنر مندی بیش از سه اهنگ بیرون نمیاورد و نایب شش اهنگ بیرون می اورد!و نیز از ارباب فن شنیدم که نایب را نه فقط نایی استاد باید گفت بلکه جز مخترعین و مبترکین باید شمرد او در دفن موسیقی گوشه ها و اوازهای مخصوص اختراع کرده بود و این از مختصات منحصر به اوست که نی را بر هر سازی جفت میکرد بر خلاف دیگر نی زنها که باید ساز ها را با نی جفت کرد زیرا که نی پرده و کوک ندارد و سایر سازها کما بیش پرده و کوک ندارد که با اختیار ساز زن در می اید؟مرحوم نایب اسد الله اصفهانی حدود هشتاد سال زندگی میکرد و در حدود 1343 قمری وفات نمود. از کتاب تاریخ اصفهان (جلدهنر و هنرمندان)ص238 سطر پنجم؛نوشته استاد جلال الدین همایی شیرازی اصفهانی-چاپ1375 خورشیدی با اندکی اضافات؛ مطلبی دیگر در مورد نی و استاد نایب اسد الله اصفهانی: نی سخت ترین و قدیمی ترین الت موسیقی جهانستکه از قرنها پیش در کشور ها به اشکال گوناگون ساخته شده است،و در ایران سابقه کهن دارد،نی طبیعی ترین ساز بشر است که ان را ساز شبانان نیز مینامند،اهنگ نی بسی مطلوب و شیرین و دلپذیر و پخته و گرم است هر گاه سخن از موسیقی و بویزه نی به میان اید نا خود اگاه در اذهان یاد بزرگترین نی نواز دوره قاجار(استاد نایب اسد الله اصفهانی)نقش می بندد و بی اختیار زبان از او سخن میگوید و قلم برای او مینگارد. سخن از استادی است که به گفته ی خودش نی را از اغل گوسپندان به دربار پادشاهان برده است. استاد نایب اسد الله اصفهانی فرزند نایب حسین خان استاد سرشناس و نوازنده ی نی در اواسط عصر قاجار،نایب اسدالله اصفهانی از مادری با ذوق به نام صاحب جم در مهد تاریخی اصفهان زاده شد و عشاق نوای موسیقی اصفهان را تا ابد مفتون خویش ساخت، این هنرمند چیره دوران طفولیت خود را نزد پدرش مه مشتاق موزیک و از نوازندگان مشهور نی بود به آموزش و فراگیری این ساز پرداخت و در اندک زمان تبحر کافی بدست آورد،نائب اسدالله اصفهانی به راستی هنرمندی متواضع و پاک سرشت و نیکواخلاق عاری از هرگونه خود پسندی بود.بدون توقع و ریا ساز میزد و در نشست هایی که شرکت می کرد نیازی نبود که از وی بخواهند ساز بزند، او همین که حضار را آشیفته سازش میدید بی تکلیف و نازگونه مینواخت و شنوندگان را از هنر خویش بهره میساخت (به لطف خدا از ان هنر نمایی ها صفحات فنوگراف از ان استاد در نزد بزرگان موسیقی ایران بر جای مانده است)استاد روح الله خالقی موسیقی دان و پژوهشگر نامی ایران زمین در کتاب سرگذشت موسیقی ایران از نایب اسد الله با عنوان خداوند نی یاد میکند و می افزاید:در اخر شب که نشست های دوستانه از رونق می افتاد و هر کس به فکر خواب بود،او در گوشه ای می نشست و برای خود ساعتها نی میزد و همه با نوای ارام و مطبوع او به خواب رفتند!دوستعلی خان معیر الممالکدر کتاب رجال عصر قاجار مینویسد:نایب اسد الله اصفهانی نی نوازی بود که هیچ بنان و بیان را توانایی وصف نیک نوازی و ناله هایی را که از دل سوخته نی بیرون می اورد نیست! اری او با نی همدرد و همداستان بود و با دم سحر اسای خویش انرا به نوا خانی و باز گفتن حکایت های عشق مجنون باز میداشت،روح مشتاق او با نی یار و دمساز بود و شکو های عاشقانه او را چنین که باید بگوش اهل درد می رسانید،تنها او اسرار پنهان نی را یافته بود و بر نیروی شگفت خویش ان را با صاحبدلان در میان می نهاد.نایب اسد الله... مردی درویش مسلک و خلیق بود و علاقه مندانرا از هنر خویش بهره ها میبخشید پیوسته نای کوتاهی در سوراخ که کنار جیب سرداری ترتیب داده بود همراه داشت و چون کسی از او می خواست بدون تکلف به نواختن می پرداخت.حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی ایران نایب اسدالله رامعروفترین و ماه ترین استاد نوازنده نی در عصر قاجار توصیف می کند. حسین هنگ افرین(استاد جامع موسیقی و نوازنده نامی کشور)نقل میکند:وقتی نایب اسد الله اصفهانی به تهران امد مجلسی از اساتید موسیقی زمان تشکیل دادند،من نیز حضور داشتم اساتید معروف هر یک چیزی نواختند،سر انجام از نایب خواستند که نوازندگی کند او به قدری نی را استادانه و با مهارت نواخت و نغمات مطلوب و موثر از ان بیرون کشید که ساز های دیگر را تحت الشعاع قرار داد به طوری که همگی تحت تاثیر ساز او قرار گرفته استادی و مهارت او را ستودند وبه او افرین گفتند گو این که اصولا نی صدایی مطلوب و جذاب و همه پسندو دلنشین دارد،با این حال من تا ان روز سازی به این شیرینی و دلنوازی وتاثیر نشنیده بودم و ان روز از ایام فراموش نشدنی روز گار من بود. موسیقی دان فرهیخته معاصر کشور استاد علی تجویدی درمورخ 19/2/79 به نقل از شادروان عبد الله دوامی فرمودند من هر چه دارم از نایب اسد الله اصفهانی دارم. از شاگردان و دست پروردگان استاد نایب اسد الله اصفهانی میتوان از عبد الخالق،حسین اصفهانی،زنده یاد استاد مهدی نوایی ،زنده یاد استاد سید حسین طاهر زاده ،زنده یاد مشیر همایون،عبد اله خان دوامی و شاد روان استاد جلال تاج اصفهانی که دستگاه همایون را نزدایشان فرا گرفت،یاد کرد این هنرمند ملی در اواخر عصر قاجار مطابق با 28/9/1300 قفس تن را شکست و به سوی نیستان هستی پر کشید پیکر مطهرش در تخت پولاد اصفهان کنار بقعه ی دو تن عرفا موسوم به فیضین بنا به وصیت خودش به خاک سپرده شد. روحش شاد،به پیشنهاد کتبی انجمن اصفهان پژوهان و دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان،شهردار ارجمند اصفهان جناب اقای دکتر سقائیان تژاد اصفهانی دستور فرمودند سنگ مزار در خور شان برای ان استاد بزرگوار تدارک دیده شود سنگ مزار اصلی در اثر احداث خیابان فیض در دوره ی پهلوی نابود شده بود این سنگ مزار جدید با اهتمام مدیریت ارجمند مجموعه مذهبی فرهنگی تخت فولاد تهیه و نصب شد که در اینجا جای تشکر و تقدیرشایان از شهر داری و مجموعه تخت فولاد اصفهان است. در سال 1381 پیشنهاد ثبت خانه تاریخی استاد نایب اسد الله اصفهانی از سوی این انجمن مطرح شد،سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری این خانه تاریخی که در بلوار چهار باغ خواجوی اصفهان(مکینه خواجو نبش بن بست نظام)قرار دارد را به شماره ثبتی 11562 به فهرست اثار ملی دولت ایران اضافه نمود،هم اکنون این ملک تاریخی که میتواند موزه موسیقی شهر تاریخی اصفهان باشد در تملک بانک سپه سر پرستی استان اصفهان جهت تبدیل به شعبه بوده و متاسفانه چنان چه اداره کل ارشاد اسلامی و شهر داری و سایرین فکری اساسی به حال این خانه تاریخی نکنند وضعیت ان وخیم تر خواهد شد!همچنین در سال 1382 به پیشنهاد رسمی انجمن اصفهان پژوهان و دوستداران میراث فرهنگی ،شهر دار ارجمند اصفهان جناب اقای دکتر سقائیان نژاد اصفهانی دستور فرمودند سنگ مزار در خورشان برای ان استاد بزرگوار تدارک دیده شود سنگ مزار اصلی در اثر احداث خیابان فیض در دوره پهلوی نابود شده بود.