داستانهایی در مورد پیدایش نی
درباره ی پیدایش نی داستانهای مختلفی میگویند که بیشتر انها به کشف اسرار مربوط است
گفته میشود که آتنا در شب ضیافتی،در حضور سایر خدایان نخستین نای را با استخوانهای گوزنی ساخت اما چون تشخیص داد که در حال نواختن نی بدقیافه میشود آن را به دور افکند و مارسیاس آن را تصاحب کرد
در افسانه های مردم فریجی، میداس شاه مردم فریجی در اختلافی که بین آپولون و پان رخ داده بود، به عنوان قاضی انتخاب شد و به نفع پان رای داد و به دستور آپولون که از این داوری به خشم آمده بود، از دو طرف سر میداس دو گوش خر بیرون آمد. میداس نیز با دقت خاصی گوشهای خود را با تاجی که بر سر داشت پنهان میکرد و تنها آرایشگر او از این موضوع خبر داشت و به او گفته شده بود که اگر این راز را فاش کند کشته خواهد شد.سلمانی شاه نیز که نمیتوانست این راز را مخفی نگه دارد حفره ای در زمین ایجاد کردو مطلب را در آنجا گفت. علفهایی که در آن حدود میرویید با وزش باد به جنبش در میامد و چنین زمزمه میکرد: میداس...شاه میداس گوش خر دارد.....و این علفها همان نی بود
در باره ی اسکندر ذوالقرنین نیز همین حکایت ذکر شده و یکی از عللی که به او ذوالقرنین گفته میشده داشتن دو گوش دراز است
در افسانه های محلی مردم قفقاز داستان پیدایش نی به دخترکی نسبت داده شده و لرمانتوف شاعر بزرگ روسی آن را به شعر در آورده که خلاصه آن چنین است
ماهیگیر سرمست در کنار رودخانه نشسته بود و باد نی ها را تکان میداد...باد در نی خشک افتاد و به زبان حال سخن گفت: ای ماهیگیر! من دخترکی زیبا بودم...زن پدر داشتم ...چه اشکهای داغ که در زندان نامادری بر چهره ریختم.نامادری من پسرکی داشت که زیبا و مورد علاقه ی دختران بود.شبی در این کرانه با هم قدم میزدیم.خواست با من در آویزد.نپذیرفتم...با کارد به سینه ی من نواخت و سینه ی من شکافته شد...مرا در همین کرانه ی رود به خاک سپردند و در اینجا از گور من نی سر برآورد...همه ی این نی ها زاده ی این حسرتند...روح من در سینه ی همه ی این نی ها نهفته است...غصه ی من در سینه ی هم نی ها جوش میزند...ای ماهیگیر مرا رها کن و بگذار با غم خود خوش باشم
........و از همین رو مولانا نی نامه را میسراید
جهت دیدن انواع نی سوخته کاری و ساده کلیک کنید
در این وبلاگ سعی بر آن نمودم تا اثرات هنری خود را برای دوستاران هنر سوخت کاری روی چوب به نمایش گذارم.بسیاری از دوستداران سوخت و خطاطی روی ساز مقدس نی به اینجانب ابلاغ نمودند,لذا این وبلاگ را پل ارتباطی با این دوستان عزیز میدانم